…………………………………….
بگذاريداز چند نقطه چين شروع كنيم
……………………………………….
لابد چيزي براي تعارف نداريم
وگرنه از قفلي كه درمانده بر در وُ
زني كه زيبايي اش را
مديون شعرهاي من است
و كلاغي كه دور ميدان فردوسي
…………………………………………
ديگر اين كه
شعرهاي عاشقانه ام
دوازده ساله شدند
………………………………………
مطمئناً اين سطر را كه مي خواني
در تمام نقطه چين هاي بالا
برف مي بارد!
تِ گِسِه شِ تَناري اَتّا باغِه!
(Te gese she tanari atta baghe! )
گيسوي تو به تنهايي براي خودش باغي است.