تبليغاتX
استوره
ادبیات - شعر

خوش به حال بچه های اهواز که معلم انشایشان هرمز علی پور است

  بر پا!

تکه ای از نقشه ی جغرافیای ساعت قبل  روی تخته

هرمز علی پور وسط کلاس ایستاده است

-  بچه ها این گربه هِِ ؟

زیاد پیش آمده که با انار می آمدی

 و وقتی برمی گشتی

 نه تو می شناختی، نه صدای آن سوی خط

بچه ها هم فهمیدند که دریا خودش را به دیوانگی زده

 که ساعت مچی اَت را« مامپرن شاه جانیان» گرو گرفته در جلفای اصفهان

شایعه شده  از لوله های شوفاژ هم وِرد عاشقانه می شنوی

حتی از چاه های نفت

حالا این کبودی بخت از کجا آمده

این هم بماند کنار سبیل سیگاری هرمز علی پور.

زن را میان  این شب های بلند قسمت می کنی

هزار و یک شبی می سازی که آن سرش

سر از کجاها که در نمی آورد

اطلاعات موثقی در دست است

که نشان می دهد

غالب شاعران در زمستان پیر می شوند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 12:26  توسط محمد لوطیج  | 

زمینه و توجیه حذف فرزند خوانده ها

پیش از هر چیز بگویم که رفتار و واکنش فرهنگی دوستان حسین منصوری و گروهی دوستان به مطلب پست قبلی این وب ، بی اندازه برایم جالب بود . واکنشی طالبانی از سوی دوستانی که درپیام هایشان ، خود را اهل مکالمه و گفتگو معرفی می کنند و مطلب شان را با ناسزا به پایان می برند . این نخستین باری نیست که در فضای مجازی ، چنین تنش هایی در می گیرد ، اما این بار طرف های مجادله ، طیفی هستند که رفتار غیر منتظره شان را انتظار نداشتیم. برای نخستین بار- در طی حیات سه ساله ی این وبلاگ - مجبور شدم پیام های وبلاگ را کنترل کنم و...

بنا براین

1جزّ و ولزّ دوستان رمانتیکم بدجوری متاثرم کرد!

 2 دوست نداشتم بیش از این ، سانسورچی ناسزاهای ادبی و غیر ادبی گروهی ازدوستان اهل فرهنگ باشم . دوستانی که...

 3 مکالمه – مجادله ای که حول مطلب فرزند خوانده ها درگرفت ، ربط چندانی به اصل مطلب نداشت . بیشتر به نوشته ی پر از سوءتفاهم آقای رضا رشید پور بر می گردد... که / تا / وَ...

 4 محمد لوطیج ، به گواه شعر ها و نقد هایش ، یکی از طرفداران و دوستداران فروغ بوده و خواهد ماند . این نخستین بار نیست که به خاطر نوشتن و سخن گفتن در باره ی فروغ ناسزا می شنود . منتها ناسزاگویان این بار ...بگذریم و بگذاریم .

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 21:51  توسط محمد لوطیج  |