تبليغاتX
استوره -
ادبیات - شعر

هزار دفعه پاکت می کنم

هزار دفعه روبروی من ظاهر می شوی

در شکل های عجیبی که به عقل جن هم نمی رسد

کلمه می شوی در لا به لای همین شعر

اضلاع خانه را می چرخانی به سمت زیبایی منحصر بفردی

که اضلاع خانه را می چرخاند.

از من کاری نمی آید

می توانم اما ابروهایت را از ته بزنم در این شعر

اصلا موخوره بیاندازم به جان موهایی

که حسرت دیدنش را تمام عمر

و لابد به گور می برم بعداً

فشفشه ی چارشنبه سوری ات می کنم

ترق تترق ترق

از عاجزانگی من است که همه چیز را به شعر می کشانم

و الا حاضرم چشم هایم را ببندم وُ

مرده ی من کنار تو پیدا شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 10:16  توسط محمد لوطیج  |